هر کسی دو واحد علوم سیاسی پاس کرده باشد یا به صورت غیر آکادمیک، کتب عالم سیاست نظری، اعم از بومی و غیربومی را تورق - نمیگویم تعرق! – کرده باشد یا حتی روزنامهخوان حرفهای باشد، لابد ميداند که عنوان «جبهه» در علوم سیاسی، به چیزی فراتر از اجتماع گروههای کثیر و تشکلهای بسیار زیر یک خیمه اطلاق ميشود. به زبان عامیانه، «جبهه سیاسی» به مجموعهای واحد، غیرمقطعی و منسجم از اجتماع احزاب سیاسی گفته ميشود که متضمن وحدت یک تفکر متمایز و اتحاد استراتژیک یک جریان سیاسیاند. با این تعریف، جمع شدن فلان حزب و به همان گروه، زیر سقف موسمی و مستعجل ایام انتخابات، شاید یک ائتلاف باشد، اما حتماً یک «جبهه» نیست. اگر این ائتلاف، نمیتواند خودش را یک «جبهه سیاسی» بنامد، وای به حال جمع سه نفره!
نخستین سالهای عصر اصلاحات، کم و بیش – آن هم شاید!- ميشد قبول کرد که اعضای تشکیل دهنده «جبهه دوم خرداد» یا «جبهه اصلاحات»این حق را داشتند که عنوان «جبهه» را برای خودشان یدک بکشند. اصولگرایان هم، دوران سوم تیر و نخستین روزهای خوش آهنگ و هماهنگ بعدش، البته با کمی اغماض – یعنی خیلی اغماض!- جملگی با هم یک «جبهه» شده بودند. اینکه امروز چه بر سر جبهه اصلاحات آمد یا آیا حضرات اصولگرا، از سرنوشت دوم خردادیها عبرت ميگیرند یا نه، محل بحث این نوشتار نیست، بلکه روی سخن، مداقهای بیشتر از حد معمول بر عنوان مظلوم و بیپناه «جبهه» است.
مع الاسف، ميبینی سه نفر که خود را منتقد دولت، فرض گرفتهاند، نام گروهشان را گذاشتهاند «جبهه منتقدان دولت»! اصولاً دولتی که به سرعت برق ميآید و به سرعت باد ميرود، خودش چیست که منتقد سه نفرهاش باشد؟!
اگر همچین است و به همین راحتی ميتوان نام «جبهه» را خرج گروه یا گروهک خود کرد، من هم ميتوانم همراه پسرخالههایم «جبهه…» مثلاً «جبهه پسرخالههای ادوار انقلاب اسلامی»(!؟) را تأسيس کنم! چه کسی به چه کسی است؟! توی خواننده هم ميتوانی همین الان همراه خواهر و برادرت یا پدر و مادرت یا در و همسایه، یک یا چندین و چند جبهه تشکیلدهی! باور کن رفیق! این مسئله البته فقط شامل حال جبهه منتقدان دولت نمیشود و در این نقد علمی و انتقاد کارشناسانه، متأسفانه اغلب تشکلهای سیاسی موجود، به شکل عجیبی با هم وحدت دارند، خواه اصلاحطلب باشند و خواه اصولگرا. به کدام دلیل، تشکل مردم سالاری، خود را «جبهه مردم سالاری» مينامد؟! چه گروههایی این جبهه را تشکیل دادهاند که جبهه مردم سالاری به وجود آمده است؟!
این جبهه، متشکل از کدام احزاب است؟! وقتی در حزب بودن بسیاری از این گروهها، نظیر گروه مردم سالاری، شبهات اساسی وارد است، چگونه رویشان ميشود که نام «جبهه» روی خودشان ميگذارند؟!… و آیا وضعیت جبهههای ایستادگی انقلاب اسلامی، بصیرت و بیداری اسلامی، پایداری، حتی جبهه متحد اصولگرا، در اردوگاه اصولگرایان نیز حال و روز جبهههای مردمی اصلاحات و… در صف اصلاحطلبان، بر همین منوال فوقالذکر نیست؟! آیا جبههای که برای پر کردن لیست انتخاباتی خود، به شدت با کمبود نفر مواجه است و برای جبراناین نقص بزرگ، نیم نگاهی به نامزدهای تراز اول لیست دیگران دارد و با یک زرنگی خاص، بر این منت کشیِ از روی ناچاری، نام اتحاد و اخلاق و ولایتمداری و اجماع گذاشته است، فیالواقع یک «جبهه» است؟! یا کاریکاتوری از یک جبهه کلاسیک است؟!آیا اطلاق عنوان «جبهه» بر آن، یعنی براین همه جبهه بیجبهه، به یک لطیفه بیمزه نمیماند؟!
کتمان نمیکنم که در این بین، جبهه متحد اصولگرایان ميتوانست حقیقتاً یک «جبهه» باشد، اما آنچه ما دراین مدت شاهد بودیم - و گویا این روند، ادامه دارد!- سبب شده که دیگر حتی جبهه متحد اصولگرایان هم یک «جبهه» نباشد، گیرم که متشکل از چند تشکل اصولگرا باشد.
گذشته از همهاین مباحث، «جبهه» اما برای ملت ما ناظر بر پدیدهای معجزهآسا و مبارک است. احزاب سیاسی، صرف نظر از اینکه واقعاً «جبهه» باشند یا با «خودجبهه بینی»، قصد شوخی با خلقالله داشته باشند، آنچه بعد از دیدن و شنیدن عنوان مقدس «جبهه»، ذهن و قلب و مغزاین ملت را درگیر ميکند، چیزی نیست جز «جبهه جنوب» و «جبهه غرب». بیاییم و به حرمت خون شهدا -لااقل بهاین حرمت و نه به احترام علوم سیاسی!- این همه بیخود و بیجهت، واژه قشنگ «جبهه» را آلوده به منازعات سیاسی نکنیم واین همه جوزده نباشیم و خیال نکنیم نام گروه ما یا گروهک ما یا ائتلاف ما، «جبهه» است. در علوم سیاسی، به چیز دیگری «جبهه» ميگویند! سواد این علم را نداریم، خوب است حداقل معرفت این را داشته باشیم که ملت ما هم، دست بر قضا به چیز دیگری «جبهه» ميگوید!
در این باب، اشاره ميکنم به دو نکته.
یک: اگر در یک سوی این کارزار سخت و عاشورایی، یعنی در نبرد نفسگیر حق و باطل، امام خامنهای و دیگر سو، نظام سلطهایستاده است؛ من یکی که فقط دو جبهه ميبینم: «جبهه انقلاب اسلامی» و «جبهه ضد انقلاب». مابقی جبههها، اصلاً و اصولاً جبهه نیستند!
دو: این نوشته، قطعاً قصدی بر نفی تلاش احزاب و گروههای سیاسی در گرم کردن تنور انتخابات ندارد، منتهای مراتب چه خوب بود اگر همه ما واقف بودیم بهشأن خودمان، دار و دستهمان و ایضاً منزلت عناوین.
در روزگاری که عدهای، «جبهه» را خرج خودشان ميکنند، زنده باد نام و یاد شهدا که همچنان، خودشان را خرج «جبهه» ميکنند. به هر حال، چون این روزها هر کسی از خانهاش قهر ميکند، یک جبهه تأسيس ميکند، ناچار بودم به این تلنگر! اگراین طعنه، برای اصحاب سیاست، گران آمد، عذر نمیخواهم! باورم هست گوش سیاسیها را محکمتر از این باید پیچاند! حتی گاه خوبهایشان را محکمتر لازم است! چرا که آن روی سکه صمیمیت و صداقت و شیرینی، صراحت است و بیان حق و حرف تلخ!